تبلیغات

تبلیغ


تبلیغ


تبلیغات

ممنوع التصویر شدن مهشید افشار زاده بازیگر سریال قهر و آشتی

دسته بندی : اخبار هنرمندان,تلویزیون زمان : ۱۶ آذر ۱۳۹۳

ممنوع التصویر شدن مهشید افشار زاده بازیگر سریال قهر و آشتی

مهشید افشار زاده , سریال قهر و آشتی

عکس مهشید افشار زاده

پیشنهاد علی ژکان چه جذابیتی داشت که باعث شد بعد از چند سال دوری از تلویزیون آن را بپذیرید؟
– شخصا تمایل زیادی به بازیگری ندارم چون بدون تعارف پیشنهادها به گونه ای است که برای بازیگر محلی از اعراب ندارد. منتها آقای ژکان به من گفتند این سریال کاری دانشجویی است که توسط بچه های آموزشگاه خودشان نوشته شده. برای همین خواستم کمکی به آنها کرده باشم. داستان درباره شخصیت های متفاوت در یک آپارتمان مسکونی است که در نوع خود جذاب و جالب توجه بود. دیدم نقشی که پیشنهاد شده جای کار دارد و این هم دلیل مضاعفی شد که نقش را بپذیرم.

احتمالا فیلمنامه در فرآیند تصویری شدن جذابیتش را از دست داده، چیزی که الان دیده می شود نشانی از یک سریال سرپا و پرکشش ندارد.
– راستش بعد از اینکه پیشنهاد را پذیرفتم، مسائلی پیش آمد و خیلی زود از تصمیم پشیمان شدم. متاسفانه من بیش از حد به آقای ژکان اعتماد داشتم.

فیلمنامه تغییر کرد یا مشکل تان فرامتنی بود؟
– آقای ژکان در دانشگاه استاد ما بودند. من او را سال ها به عنوان انسانی محترم می شناختم، برای همین موقعی که قرارداد بستم به ایشان اعتماد کردم. ایشان گفتند نسخه دوم قرارداد فردا در اختیارتان قرار می گیرد. فردا و فرداهای دیگر آمد و نسخه قرارداد داده نشد. من به خاطر احترامی که برای ایشان قائل بودم نمی توانستم کار خاصی بکنم.

می گفتند دفتر من دور است و الان سر صحنه هستیم و با این بهانه های واهی دائم دادن قرارداد را عقب می انداختند. بعد که با تهیه کننده صوری (جعفر صمدی) صحبت کردم، گفتند شما سال ها است بیکارید و باید راضی باشید از اینکه نقش پر و پیمانی به شما پیشنهاد شده. باید قرارداد پایین ببندید چون این نقش ها به هر کسی داده نمی شود. گفتم بعد از سال ها استار بودن در سینمای ایران و بعد از یکدوره کم کاری این حرف برایم جای تعجب دارد. ایشان گفتند بودجه ما کم است و همکاری کنید. گفتم چون می خواهم برای استادم کار کنم گوشه ای از کار را می گیرم.

دلخوری شما از مبلغ قرارداد بود یا نداشتن قرارداد؟
– ندادن قرارداد یک بحث ماجرا است که همان ابتدا تبدیل به مسئله شد. بعدا و در طول کار، اتفاقات غیرحرفه ای اذیتم می کرد. آقای ژکان، بازیگران و افراد غیرحرفه ای را از آموزشگاه خودشان آورده بودند؛ از منشی صحنه، عوامل تدارک، دستیارهای کارگردان و … همه غیرحرفه ای بودند. می دانید که در محیط حرفه ای رفتارها باید متناسب با آن محیط باشد؛ یعنی افراد حد خودشان را در رفتار و کلام می دانند.

می دانند چطور با یک بازیگر پیشکسوت برخورد کنند. این را برای خودم نمی گویم، برای همه پیشکسوت های جلو و پشت دوربین می گویم. در این سریال رفتارها اصلا حرفه ای نبود. متاسفانه آقای ژکان به عنوان ناخدای این کشتی که باید جلوی این رفتارها می ایستادند، با بچه هایشان جلسه می گذاشتند و می گفتند در عالم حرفه ای باید پر رو باشید، باید با عوامل تند صحبت کنید که حساب کار دستشان بیاید.

تازه آنها را تحریک می کردند که به بازیگر بگویید چرا دیر آمدی؟ و از این جور حرف ها؛ نمونه غیرحرفه ای گری های دیگر، ایراداتی بود که بعضی از خانم های بازیگر از گریم من می گرفتند و می گفتند چرا باید گریم و لباس ایشان اینجوری باشد و مال من جور دیگر؟ هیچ شناختی از این نداشتند که گریم، لباس، نوع بازی و حرف زدن یک کاراکتر با توجه به شخصیت پردازی که دارد، تعیین می شود نه اینکه من عنوان یک دختر ۱۸ ساله در نگاه و حرکتم خودنمایی باشد و کارگردان نتواند آن را کنترل کند. نوع لحن صحبت کردن یک دختر ۱۸ ساله در خانه غلط است و اصلا هدایت نمی شود.

ولی اینطور که ما شنیده این این بازیگر پیشنهاد خودتان بوده
– بله آقای ژکان این بازیگر را به پیشنهاد خود من برای نقش دخترم انتخاب کردند ولی در طول کار، رقیبی برای من شده بود که چرا خانم افشارزاده اینطور لباس می پوشد، چرا نقش ایشان زیاد است؟ من گفتم مگر شما فیلمنامه را نخوانده ای؟ در داستان مشخص شده که نقش من زنی است که هم در خانه مسئولیت دارد، هم در اجتماع. یا می گفتند که دیالوگ ها باید بین ما تقسیم شود. در سینما و تلویزیون این مشکلات هست که هیچ کس جایگاه خود را نمی داند.

به عنوان یک بازیگر باسابقه باید این موارد را گوشزد می کردید.
– ایشان می گفتند شما چون فیلم ساخته ای می خواهی در کار کارگردان دخالت کنی، اتفاقا بدتر جبهه گیری می کردند. سر فیلم خودم خیلی ها پیشنهاد می دادند و اگر سازنده بود قبول می کردم. این که بگویی فقط حرف خودم، عین جزم اندیشی است. چطور می شود یک نفر عقل کل باشد؟ در طول کار از این رفتارهای آزاردهنده غیرحرفه ای زیاد دیدم. گریم و لباسم در طول کار تغییر کرد. به گریمور گفته بودند الکی پودر بزن و بگو گریم شده ای. زیر گونه هایم را تیره می کردند… یکی از بازیگران رفته بود شمال، همه عوامل از ساعت هفت صبح آفیش شده بودند، ساعت چهار آمد و تازه طلبکار بود که من قرارداد ندارم. خب این مشکلات از کجا می آید؟ مشکلات از آن بالا شکل می گیرد که هر کسی را به عنوان تهیه کننده انتخاب می کنند.

بالاخره موفق به دریافت دستمزدتان شدید؟
– یک مبلغ بسیار ناچیزی به من دادند. راستش آن موقع خجالت می کشیدم و به آقای ژکان نگفتم تا قراردادم را ندهید بازی نمی کنم. «پنج ستاره» را که می ساختم خیلی از بازیگران می گفتند تا قسطم پرداخت نشود سر کار نمی آیم اما من گفتم آقای ژکان دروغ نمی گوید. حجب و حیا باعث شد تنها یک شانزدهم دستمزدم را بگیرم. همچنان بهانه شان این است که تلویزیون پول ندارد.

اینجور مواقع ساده ترین تصمیم جدایی از گروه است. اگر شرایط تا این حد پیچیده بوده، چه اصراری به ادامه همکاری داشتید؟
– من از یک جایی دیگر ادامه ندادم. آن زمان می گفتند آقای صمدی تهیه کننده است. ایشان برادر شهید هستند و برای من احترام داشتند ولی خودشان متاسفانه حرمت نگه نداشتند و رفتارهای عجیبی سر صحنه از ایشان دیدیم. یک روز دستیار کارگردان جلوی دوربین ایستاده بود و دستیار تصویربردار به او تذکر داده بود. آنها مسائل شخصی شان را وسط کشیده و با هم درگیر شده بودند. ما جایی کار می کردیم که خانواده شهدا زندگی می کردند و طبیعتا زشتی اینگونه رفتارها دو چندان بود.

مهشید افشار زاده , سریال قهر و آشتی

سریال قهر و آشتی

تهیه کننده به جای مصالحه شروع کرد به هتاکی و زدن حرف های بسیار زشت. آقای خسروشاهی تصویربردار سریال، محترمانه سرش را پایین انداخته بود و یک کلمه جواب نداد. آقای ژکان در آن لحظه غیبشان زد و مشخص بود جایگاه شان را به کسی دیگر سپرده بودند تا از زبان ایشان فحاشی کند و جایگاه فرهنگی خودشان خدشه ای نبیند. سروصداها که بلند شد، من داخل سالن بودم گفتم آقای صمدی خجالت آور است.

وقتی با آقای ژکان صحبت کردم، گفتند می توانم کاری کنم که برای همیشه از صحنه بازیگری فید شوید. بعد از آن مشکلات زیادی برای من از تهدید و مزاحمت های تلفنی و آزارهای روحی روانی پیش آمد که مطمئن هستم منشأ آن از طرف ایشان بوده. بعد از آن دیدم که دیگر نمی توانم با آقای ژکان ادامه دهم؛ برای همین گفتم صحبت های تلفنی را یک نفر دیگر بگوید و نقشم را حذف کنید.

«سریال قهر و آشتی» ابتدا برای باکس ساعت شبانگاهی شبکه یک نبوده و طبعا با ملاک کیفی این باکس ساخته نشده. شما که قرار بود بعد از چند سال دوری از تلویزیون در سریالی بازی کنید این را می دانستید؟
– بله، گفتند ساعت هشت و نیم پخش می شود. البته می دانستم سریال های گروه اجتماعی خیلی کیفیت ندارند ولی همانطور که اشاره کردم قصدم کمک به آقای ژکان بود، ضمن اینکه از سریال زیاد تعریف کردند و حتی گفتند بازیگر مرد مجموعه خسرو شکیبایی آینده خواهد بود. متاسفانه اعتماد گاهی باعث ضرر می شود. بعدها شنیدم به خاطر رفتارهای بسیار بدی که آقای ژکان سر صحنه دارند، کمتر کسی با او کار می کند.

گفتگو درباره سریال کلا حاشیه ای شد و خود آقای ژکان باید جواب بدهند. کمی هم درباره علاقه تان به فیلمسازی صحبت کنیم. بعد از فیلم کوتاه تان ۱۰ سال طول کشید تا «پنج ستاره» را بسازید. شرایط مهیا نبود؟
– باندبازی و ضابطه در کشورهای موسوم به جهان سوم حرف اول را می زند، برای همین بعضی ها یک شبه معروف می شوند و بعضی ها ۱۰ سال طول می کشد تا فیلم بعدی شان را بسازند. سر «پنج ستاره» خیلی اذیت شدم، بعد از ۱۰ سال با سرمایه شخصی که شوهرم جور کرده بود، می خواستند فیلم را از دستم دربیاورند و به مشاورم بدهند. ماجراهای فیلم مثنوی هفتاد من می شود.

برای آینده قرار است بازی کنید یا کارگردانی را ادامه دهید؟
– بعضی بازیگرها به خاطر مسائل پشت پرده این اقبال را دارند که از کارگردان های درجه یک پیشنهاد داشته باشند. من کارهایی که سوهان روح است را دیگر هرگز قبول نمی کنم. هر چند سال، یک فیلم بسازم کافی است.

ولی هنوز وزن بازیگری تان می چربد.
– بعد از مشکلاتی که آقای صدر عاملی برایم ایجاد کرد و ممنوع التصویر شدم هنوز هم اجازه نمی دهند پیشرفت کنم. فیلمم حتی در جشنواره فجر کاندیدا نشد. من سال ۷۸ اولین فیلمم به نام «موریانه» را ساختم که جایزه بهترین فیلم اجتماعی را از خانه سینماگران جوان گرفت و در چند جشنواره دیگر هم نامزد بهترین فیلم شد.

این فیلم را به خواسته خانه سینما برای دریافت مجوز فیلمسازی ساختم، منتها بعدا گفتند براساس جدول امتیازبندی ما، شما امتیاز کافی را به دست نمی آورید. تعداد نامزدی فیلم و جوایزی که می گرفت ملاک امتیازدهی بود. برای همین سال ۸۲ رفتم فیلم نود دقیقه «آغاز دوم» را ساختم که از جشنواره آینه و آفتاب اصفهان، جایزه بهترین فیلم را گرفت. باز هم گفتند امتیاز لازم را به دست نیاوردی، این بار بهانه مدرک داشتند و رفتم تدوین خواندم و با معدل بالای ۱۹ شاگرد اول شدم.

در این فاصله فرصت بازی پیش نیامد؟
– چرا اتفاقا سریال «ترانه مادری» را ابتدا آقای سهیلی زاده به من پیشنهاد دادند که در نهایت فاطمه گودرزی بازی کرد. ساخت این سریال همزمان با امتحاناتم شده بود و نتوانستم بازی کنم. البته کافی است یکی بگوید به فلانی کار ندهید، به عسل بدیعی به خاطر ازدواج با آقای عرب نیا کار ندادند؟ همین مشکل را برای فریما فرجامی و محمدرضا گلزار و خیلی های دیگر به وجود آوردند. یک عده با هم ائتلاف می کنند و یک بازیگر را به یک بهانه بایکوت می کنند. همه شان هم لمپن اند، چون در سینما لمپنیزم کار را پیش می برد. اگر شما شارلاتان نباشی نمی توانی کارت را پیش ببری. این چه فضای فرهنگی است که ما داریم؟

اخبار فرهنگی – روزنامه هفت صبح

اشتراک گذاری مطلب

کلیه حقوق برای این سایت محفوظ است. اللــهم صــل علــی محــمد و آل محــمد و عجل فرجهــم

Copyright Amazing.iR© 2015 - Allrights Reserved.